سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
28
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
قرآن را بر من عرضه نمود و من از اين رفتارش چنين برداشت كردم كه اجل من فرا رسيده است و تو نخستين كسى هستى از خاندان من ، به من ملحق خواهى شد . از شنيدن اين سخن گريستم . سپس فرمود : آيا خرسند نيستى از اينكه سيده و بانوى زنان بهشت - يا زنان با ايمان - باشى ؟ از شنيدن اين سخن خرسند شدم و خنديدم . مؤلف گويد : « احمد حنبل » اين حديث را در [ مسند 6 / 282 ] نقل كرده و گفته است كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « سيدهء زنان اين امت ، يا سيدهء زنان مؤمن » . « ابن سعد » هم در [ طبقات 2 / 40 ] آورده و گفته است كه « سيدهء زنان اين امت ، يا سيدهء زنان جهانيان » ، « ابن اثير » هم در [ اسد الغابة 5 / 522 ] آورده است : « سيده و سرور زنان جهانيان » ، « نسائى » در [ خصائص ص 34 ] گفته است : « بانوى بانوان اين امت ، يا بانوى زنان مؤمن » . [ همان كتاب ] در كتاب « استيذان » در باب كسى كه در بين مردم نجوا مىكند و راز مىگويد ، به سند خود ، از « عايشه » روايت مىكند ، همهء ما همسران پيغمبر در حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بوديم كه فاطمه زهرا عليها السّلام داشت بسوى ما مىآمد در حالى كه راه رفتنش مانند پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بود و قدمى فراتر از قدم آن حضرت به زمين نمىگذاشت . هنگام ورودش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به او خوشآمد گفت . و فرمود : مرحبا به دخترم ! و آن حضرت را در طرف راست يا در طرف چپ خويش نشانيد . سپس رازى به گوش او گفت كه فاطمه عليها السّلام از شنيدن آن گريست . هنگامى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله او را اندوهناك ديد ، بار ديگر رازى به او گفت كه فاطمه عليها السّلام آرام گرفت و خنده بر لبانش نشست . من ( عايشه ) به او گفتم : از بين زنان و همسران ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با تو رازش را در ميان نهاد بجاى آنكه تو از چنين پيشآمدى خرسند باشى ، گريه مىكنى ؟ ! همين هنگام پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از خانه بيرون رفت . از فرصت استفاده كردم و پرسيدم : مگر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله با تو چه گفت كه در مرتبه